۱۳۸۷ اردیبهشت ۱, یکشنبه

چه خوبه همیشه ما با هم باشیم


اینجا عروسیه استاد دقیقا اینجا نه سه تا خونه اونطرف تر توی یه پارکینگ عروسیه و ارکست که نمیشه اسمش را گذاشت چند تا خالتورباز با سازو بند بساطشون اومده اندو می خوانند.میهمان ها و اهالی محل را هم از هیچ نوع آهنگی بی نصیب نمی ذارن.برسی برسی برسی ....ای دخترا صحرا نیلوفر.....نازی نازکن که نازت یه سرو نازه .....استادۀ آهنگ سنتوری را هم خواندن. چه خوبه همیشه ما با هم باشیم من و تو دشمن درد غم باشیم چه خوبه دلامون از امید پره/غم داره از من و تو دل می بره /من با تو خوشم......
استاد مانده ام چرا توی این سرای بی کسی اینقدر پر کسی شده و همه می آیند می زنند در هم.نمیدانم چرا صدای چاووشی توی سنتوری مورد داشت و قابل پخش نبود اما صدایش توی آن یکی فیلم نسخه ای از بالا بود و فیلم n تا سیمرغ درو کرد.بعد هم با کلی سلام و صلوات به اکران عمومی درآمد.استاد ما که به قول همون ها هنوز بچه ایم اما خودت خوب می دانی این مسئله را جلوی هر مکتب نرفته ای بگذاری می فهمد بحث چیز دیگه ای بوده.استاد می دونی فرق حالای ما با 40 سال قبل شما چیه؟استاد به ما یاد نداده اند یا بهتره تقصیر و گردن کس دیگه ای نیندازیم ما یاد نگرفته ایم بزرگ فکر کنیم .ما یاد نگرفته ایم توی مواردی منافع جمع حاضرمون رو به منافع خودمون ترجیح بدیم.واسه همین اگر تا ابد و دهر سلف دانشگاه قرمه سبزی با چمن های تازه اصلاح کرده دانشگاه جلومون بذاره صدامون هم در نمیاد.تازه اگه کسی چیزی بگه بچه مزلف صداش می کنند.استاد این مکتب مخ مارو از توده ای ها هم بدتر زده.یعنی اصلا برداشته با خودش برده چیزی واسه زدن باقی نگذاشته.راسته استاد من پول به حساب فیلم نریختم به نظرم کار مسخره ای اومد.مثل تابلوی لطفا حجاب اسلامی را رعایت کنید تو ارتفاع 4000 متری کوه می مونه.آخه اونجا طرف مگه خیلی بلا نسبت امبل باشه که روسری سرش باشه.چون وقتی نمیشه نفس کشید و یک گرم بار واست یک گرمه ......
در هر حال امیدوارم دیگه داغتو نبینم.اما بدون چه کم چه زیاد ما با توایم.این ما که گفتم هندوانه از نوع محبوبی اش نبود ها ما 4نفریم که هر آن هر کجا خواستی خبرمون کن 3سوته اونجاییم. وقتتو دیگه زیاد نمی گیرم.واست از اون رخصت می طلبم .فدای تو .بای

۱ نظر:

ــمـ ـنـ گفت...

من داشتم حدس میزدم
آدم خیلی چیزارو نمیدونه...بعدنا هم بدونه دیگه چاره اش نیس.
گفتم شاید تو همون حمیدی باشی که تو فدک میاومدو اینا...
شایدم نباشی
در کل هر چی
بعضی چیزارو نباید تقاطع داد.ینی نباید مث اون بازیه بود ، اونکه تو بچگیامون تو مجله ها زیاد بود ، همونی که یه عالم نقطه بود ، هر نقطه هم یه عددی داشت ، باید نقطه هارو به ترتیب عددا وصل میکردیم تهش یه شکلی چیزی در میومد و اینا...
بعضی وقتها نباید عددا رو وصل کرد.باید گذاش هر نقطه ای به خودش باشه.بعضی وقتها باید از اون شکلی که واسه آدم ساختن یه چیز دیگه ساخت
بعضی چیزارو نباید تقاطع داد. بعضی چیزارم اگه به جاش نفهمی،بعدنا هم بدونی دیگه چاره اش نیس.